با این که دیر شد ؛ اما من همچنان سر حرفم هستم !
سلام !
اول از همه بگم که من آلبومی کوچک روحذف کردم!
چون اکثر عکس هاش به دلیلی که من نمی دونم چیه شـَـتـَـک شده بودن.. ولی مهم نیست ! ایشاا.. یه بار دیگه با دقت بیشتر ، یدونه بهترش رو می سازم..
خیلی خوب. جلد دوم نبرد با شیاطین.
این جلد دزد شیطانی نام دارد.

در این جلد ، از شخصیت های جلد اول خبری نیست. به جز یکیشون: درویش.
البت ، اینم باید ذکر کنم که اصلن جای قاطی کردن و نفهمیدن داستان وجود ندارد. خیلی قشنگ و با حوصله پیش می ره و همه اش رو متوجه میشین.
کرنلیوس ، پسری تنهاست. او را به دلایلی کِرنِل صدا می کنند. کرنل در تمام مدت از تنهایی اش می نالد.
اما او ، به جز تنها بودن و اسم عجیب غریبش ، خصوصیت خاص دیگری دارد که او را از دیگران متمایز می سازد. دنیایی که دریچه های چشم او میبیند ، با دنیای ما خیلی تفاوت دارد.
لکه های نور. او در تمام مدت شبانه روز و در همه ی مکان ها آن ها را که در فضا معلقند می بیند. شبی ، کرنل از روی کنجکاوی لکه های رنگارنگ نور را کنار یکدیگر می چیند و نا خواسته ، دروازه ای رو به قلمروی شیاطین ، دموناتا را می گشاید.
از همان شیاطینی که خانواده ی گروبز را می کشند ! در واقع دقیقن همان سلطان شیطانی !! به شیاطین در اصطلاح های حرفه ای ، دموناتا گفته می شود.
این تازه ، ابتدای ماجراست.
دزدیده شدن برادر کرنل توسط یک شیطان ، باعث می شود که کرنل با فردی به نام برانابوس که سردسته ی گروه مرید هاست آشنا شه . مرید ها گروهی از افرادی هستند که قدرت های اندک جادوئی داررند و با آن ، تمام تلاش خود را می کنند تا از ورود دموناتا به دنیای ما جلوگیری کنند.
برانابوس هم ، ب دنبال سلاحی قدیمی به نام کا-گاش می باشد . او معتقد است کا-گاش می تواند دنیا را از شر دموناتا نجات دهد.
و در این بین ، کرنل ضمن آشنایی با تمام این ها و مرید هایی به نامها ی: راض ، شارمیلا ، شارک ، درویش و نادیا متوجه می شود که خود نیز دارای قدرت های جادویی است..
داستانی فوق العاده هیجان انگیز و پر از خون و خونریزی و کلاه برداری !!

دزد شیطانی
جلد دوم از مجموعه ی نبرد با شیاطین
اثر دارن شان
ترجمه ی فرزانه کریمی
کتاب های بنفشه
تخیلی- ترسناک


]معرفی می کنه ،منم می خوام یکی
دیگه از مجموعه های





