نبرد با شیاطین - آخرش!!
سلام. مدگرل تشریف دارم !
نمی دونم چرااینجا انقد سوت و کور شده ..
توقع داشتم تو عید یه کم رونق بمیره. ولی فدای سر همه ی جماعت کرم ها ! من که
نمردم هنوز(البت زبونم و زبونتون لال!) !
ولی قبل از هرچی ، می خواستم یه چیزی به
نویسنده های اینجا یادآوری کنم.
بچه ها ، نوشتن کپی پیست کردن توضیحات
ویکی پدیا و یا تایپ کردن نوشته ی پشت کتاب ، هنر نیست و هیچ کمکی هم نمی کنه. یکی
اگه بخواد تعریف ویکی پدیا از یک کتاب رو بخونه خب میره ویکی. چرا بیاد اینجا ؟
ویا اگر به مغازه ای بره و قصد خرید کتاب داشته باشه ، خب خودش نوشته ی پشت کتاب
رو می خونه. دیگه چه نیازی به تایپ ؟!
پس یادمون نره ، من به عنوان یه کوچیک کرم دارم میگم ، ولی یادمون نره که اینجا جاییه برای اینکه نظرمون رو در مورد کتابایی که خوندیم بدیم. نظرای خودمون رو . خودمون کتاب ها رو توصیه و یا رد کنیم و در موردشون بحث کنیم. مگه نه هرمیون !؟ خیلی از پست هایی که اینجا گذاشته میشه ، این نکته رو کاملن نادید گرفتن.
این دفعه مجموعه نبرد با شیاطین رو کاملن می بندیم. اسم جلد سوم فاجعه اسلاترـه.
جلدسوم دوباره برمیگردیم به زمان حال و
از زبان گروبز،قهرمان جلد اول، داستان رو دنبال می کنیم. شخصی دوازده ساله که داشت
این مجموعه رو می خوند بهم گفت که این کتاب ، به نظرش ترسناک ترین کتاب مجموعه
است. تو این جلد گروبز درست و حسابی وارد دنیای جادو و جادوگری میشه. ولی متاسفانه
، روند جلو رفتن کل داستان مجموعه تو این جلد کُنده. با این که داستان قشنگ و
هیجان انگیزیه ولی به روند کلی داستان مجموعه کمک چندانی نمی کنه. ![]()
بهتون یه توصیه می کنم ! وقتی این کتاب
رو می خنید در رو ببندید و چراغا رو خاموش کنید و صحنه ها رو تصور کنید !
جلد چهارم نبرد با شیاطین برمیگرده به
دوهزار سال پیش و از زبان فرد جدیدی به نام "بک" می شنویم. بک ؛ دختر
بچه ای با نیروهای جادویی است و در دهکده ای زندگی می کند که شب ها مورد هجوم
دموناتا و یا شیاطین قرار دارد! مردم این دهکده هر شب با این شیاطین می جنگند و
تلفات جبران ناپذیری متحمل میشوند. حالا تصور کنید بک می خواهد همراه گروهی از
افرادی که دوستشان دارد به بیرون از این دهکده که در محاصره ی این شیاطین قرار
دارد سفر کند تا دنیا را نجات بدهد !
در دوهزار سال پیش که هیچ وسیله ی خاصی وجود
ندارد !
البته این جلد از ان دسته کتاب های
"توراهی" است. این اسمی است که من به کتاب هایی داده ام که شخصیت
هایش ، درسفرند و بخش عمده ای از کتاب به توصیف غذا و اب و هوا و مناطق جدید
و شهر های جدید صرف میشه و تاحدود زیادی کسل کننده است.
مثل کتاب اراگون ، جلد اول
مجموعه ی وراثت اثر کریستوفر پائولینی و یا کتاب جلاد لاغر اثر دارن شان.
با این حال این مژده رو بهتون میدم که بک
، از همه ی کتابای توراهی که خوندم مهیج تر است.
از جلد پنجم ب بعد ، همه ی شخصیت ها به
هم می افتند ! بک ، کرنل و گروبز با هم اشنا شده و یک جنگ جهانی در سراسر کره ی زمین
بین انسان ها و شیاطین به وجود میاد ، نسل انسان ها در معرض انقراض قرار میگیره و
افرادی که در طول داستان با ان اشنا شده ایم و دوسشان داریم را از دست می دهیم.
این مجموعه ، از مهیج ترین مجموعه هایی است که من خوانده ام و مثلش را پیدا
نخواهیدکرد. از جلد پنجم ب بعد را نمی شود خوب تعریف کرد چون مزه ی داستان می رود
و این را بگویم که از خواندنش پشیمان نخواهید شد.
قهرمانان این داستان ، با خود خود مرگ ،
سر و کله می زنن. باخود شخص "مرگ" !!![]()
داستانی سرشار از جنگ و خونریزی و قتل و انتقام و فریب و نیرنگ و چاخان و رفاقت و از پشت خنجر زدن.
مجموعه نبرد با شیاطین:
جلد 1: لردلاس

جلد2: دزد شیطانی

جلد3: فاجعه اسلاتر

جلد4: بک

جلد5: هیولای همخون
جلد6: اسرار هیولایی
![]()
جلد7:سایه مرگ

جلد8:جزیره گرگ ها

جلد9:فریادی از تاریکی

جلد10:قهرمانان دوزخ

نوشته ی دارن شان
ترجمه ی فرزانه کریمی
نشر بنفشه
ژانر ترسناک-تخیلی
