ولنتــآیــن موبــارک :))
سلـام به همگی
و اینم تقویم هـآ






اِما واتسون به ستارگان Madame Tussauds London می پیوندد!
فکر میکنم همه با موزه مادام Tussauds آشنا باشین!! موزه ای که در اون مجسمه های بسیار طبیعی و واقعی از مشهورترین مردان و زنان دنیا وجود داره.
سایت رسمی این موزه ، امروز این خبر را منتشر و مجسمه در حال ساخت اِما را معرفی کرد!!
این سایت نوشت:
یکی از درخشان ترین ستاره های جوان بریتانیا،در موزه مادام Tussauds لندن ، با مواد مجسمه سازی ، مورد تقدیر قرار می گیرد!این ستاره 22 ساله ، بازیگر و مدل ، در یک موقعیت آرام و نشسته به تصویر کشیده خواهد شد. همچنین این مجسمه، اِما را در لباس پشت باز سنگ دوزی شده آبی که در سال 2011 ، در مراسم معرفی محصولات Roge In Love ,Lancôme در هنگ کنگ پوشیده بود ، نشان خواهد داد!
و در ادامه نوشت :
اِما واتسون به جمع زنان مشهور موزه مادام Tussauds ، از جمله :
Kate Winslet ، Helen Mirren ، Angelina Jolie و Jennifer Lopez پیوست.
این مجسمه در ماه مارچ رونمایی خواهد شد و از الان بیلیت های افتتاحیه ، برای علاقه مندان ، در سایت موزه پیش فروش می شود.
برای خواندن متن کامل خبر به لینک زیر مراجعه کنید:
http://www.madametussauds.com/


کتابی که می خوام معرفی کنم ده بچه زنگی از آگاتا کریستیه انصافا بهترین کتابی بود که بعد هری پاتر خوندم !

ده بچه زنگي
نوشتهی: آگاتا كريستي
ترجمهی: خسرو مهربان سميعي
نشر: هرمس (كتابهاي كارآگاه)
پشت جلد كتاب:
مشهور ترين رمان دلهره آور آگاتا كريستي
داستان پليسي بدون كارآگاه
ده نفر دعوت شدند تا تعطيلات خود را در قصري افسانهاي در نيگر آيلند بگذرانند. هر يك از آنان رازي براي پنهان كردن دارد. آنان در بعد از ظهر باشكوه روزي تابستاني به وعدهگاه ميرسند .... اما بزودي سلسله حوادثي پيشبيني نشده رخ ميدهد و همگان را در اضطرابي نفسگير فرو ميبرد.
قتلهاي اين داستان براساس يك شعر كودكانه انجام ميگيرد:
۞ده بچه زنگي بيرون رفتند شام بخورند،
يكي خود را خفه كرد و سپس نه تا باقي ماندند.
نه بچه زنگي تا ديروقت نشستند،
يكي به خواب رفت و سپس هشت تا باقي ماندند.
هشت بچه زنگي به دون رفتند،
يكي گفت همينجا ميمانم و سپس هفت تا باقي ماندند.
هفت بچه زنگي هيزم ميشكستند،
يكي خودش را تكهتكه كرد و سپس شش تا باقي ماندند.
شش بچه زنگي با لانه زنبورها بازي ميكردند،
يك زنبور پشمالو يكي را نيش را زد و سپس پنج تا باقي ماندند.
پنج بچه زنگي ميرفتند پيش قاضي،
يكي رسيد به دادگاه و سپس چهار تا باقي ماندند.
چهار بچه زنگي رفتند به دريا،
ماهي قرمز يكي از آنها را بلعيد و سپس سه تا باقي ماندند.
سه بچه زنگي در باغوحش گردش ميكردند،
خرس بزرگي يكي از آنها را بغل كرد و سپس دو تا باقي ماندند.
دو بچه زنگي زير آفتاب نشسته بودند،
يكي از آنها جزغاله شد و سپس فقط يكي باقي ماند.
يك بچه زنگي تنها ماند.
او رفت و خودش را دار زد و سپس بچه زنگيي باقي نماند.
۞مطمئن باش كه گناهت ترا خواهد يافت.